مقدمه :موضوع اصلی این مقاله، گذر از پیش تاریخ جامعه انسانی به تاریخ انسانی، از مسیر تحول انقلابی جامعه کهن است. (1) در این مقاله، پیشرفت انسانی به عنوان یک جنبش متناقض، تجلی دیالکتیک نفی در نظر گرفته شده است. در ابتدا، مقاله نظر اصلی مارکس در سرمایه را بیان میکند. به نظر مارکس، سرمایه از طریق تضاد ذاتی اش، شرایط زوال خود و عناصر ساختمان اتحاد آزادِ افراد را فراهم میسازد. سپس در پرتو مکاتبات مارکس با روسها در سالهای اواخر زندگی به این موضوع میپردازد که شیوهی تولید سرمایهداری پیششرط لازم برای بنای یک جامعه جدید به شمار می رود. در پایان این پرسش طرح میشود که تحول انقلابی جامعه در متن گستردهتر ارزیابی مارکس از پیشرفت بشری کدام است. در مورد این موضوع که مارکس متفکر بزرگ موضوعِ پیشرفت است پیشتر بحث شده است. دیدگاه او از پیشرفت- پسرفتِ جوامع بشری تک خطی نیست (مثبت یا منفی) و پیشرفت را جنبهای از دیالکتیک نفی میداند که در نقد مارکس از اقتصاد سیاسی نقش برجستهای دارد.








