.. من در کتاب کاپیتال، نحوه تکوین سرمایهداری را به عنوان یک سرنوشت ناگزیر تاریخی به اروپای غربی منحصر کردهام. چگونه ممکن است روسیه -کشوری که در آن دهقانان هیچگاه مالک زمین نبودهاند- مشمول همین سیر تحول قرار گیرد؟... جماعت روستایی اولیه به مراتب بیش از جوامع یهودی و یونانی و رومی از نیروی حیات برخوردار بودهاند. کمون نوع آسیایی در سراسر اروپا مبدا و نقطه عزیمت بوده است. پدید آمدن آن ناشی از رشد تاریخی مالکیت در آن سرزمینها بود، نه آنکه طریقهی مذکور را به صورت ساخته و پرداخته از آسیا با خود آورده باشد...سرنوشت جماعت روستایی در عصر سرمایهداری چه خواهد بود؟ روسیه مجبور نیست به راه غرب برود و در حالی که شرایط و اوضاع واحوال و محیط تاریخی آن با اروپای غربی متفاوت است، نباید خود را به تقلید از جریانهای خاص آن سرزمین مقید سازد. کمون کشاورزی روسی میتواند مستقیما به صورت یک عنصر اقتصادی مترقی در آید و در پهنه قلمروی ملی گسترش یابد و مایه برتری روسیه بر کشورهای سرمایهداری گردد. برای آنکه یک استبداد متمرکز بر فراز کمونها به وجود نیاید، کافی است به جای سازمان دولتی فعلی، مجمعی مرکب از دهقانان منتخب از طرف کمونها، اداره و رهبری آنها را در دست خود متمرکز سازد . عبور از مرحله سرمایهداری یک ضرورت تاریخی نیست.










