۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۸, یکشنبه

دایرة المعارف مارکسیستی


دایرة المعارف مارکسیستی بحران
جوانان سوسیالیستی ـ کارگری آلمان
http://www.sdaj-netz.de
برگردان شین میم شین
دایرالمعارف روشنگری
فصل ششم
کینزیانیسم تسلیحاتی
سیاست اقتصادی مبتنی بر تئوری کینز (کینزیانیسم) برای مبارزه با بحران، مخارج دولتی را افزایش می دهد.
بدین طریق، کاهش تقاضای مردم به سبب بحران، بوسیله تقاضای دولتی جبران می شود و به احیای اقتصادی منجر می شود 
.
کینزیانیست های چپ افزایش مخارج دولتی را در عرصه آموزش و پرورش، حفاظت از محیط زیست و یا تأمین اجتماعی تبلیغ می کنند.
بنظر آنها بدین طریق می توان برای غلبه بر بحران به اقدامات معنامند مفیدی دست زد که هم برای جامعه خوب اند و هم برای محیط زیست.
ولی گوش شنوائی برای این پیشنهادات نمی یابند.
افزایش تقاضا از طریق تولید تسلیحات هر چه بهتر که به کینزیانیسم تسلیحاتی معروف شده، بدلایل اقتصادی و سیاسی همواره گوش شنوا داشته است.
دو عامل زیر در زمینه غلبه بر بحران به بخش تسلیحات مقام خاصی اعطا می کنند:
۱
مؤثریت سیاست مبتنی بر کینزیانیسم تسلیحاتی
توسعه و تکامل هرچه بیشتر در عرصه ماشین آلات (به مثابه سرمایه ثابت) هم برای سیکل کینزی و هم برای تشکیل بحران ساختاری اهمیت خاصی کسب می کند.
از انجا که در نتیجه بحران برای کالاهای صنایع مصرفی مشتری پیدا نمی شود، کارخانه ها به تولید وسایل تولید (ماشین آلات، مواد اولیه و غیره) روی می آورند.
بلحاظ اقتصادی اما چگونه می توان تانک های ارتش و یا هواپیماهای معروف به «جنگنده های اروپا» را وسایل تولید تلقی کرد؟
بنظر سرمایه داران اما قضیه از قراری دیگر است.
تانک و هواپیما و ناو و توپ و تفنگ در چشم آنها «ماشین های آدمکشی» اند و لذا شباهت غریبی به وسایل تولید دارند تا به وسایل مصرفی:
• (
ماشین آلات کارخانه ها هم در حقیقت کارگران را خرد و خراب می کنند و نهایتا به وسایل آدمکشی شباهت دارند. مترجم)
تقاضای دولتی در زمینه کالاهای تسلیحاتی بر عرصه های اقتصادی ئی که «قلب» تولید کاپیتالیستی تلقی می شوند، تأثیر می گذارد.
این عرصه ها ضمنا عرصه هایئ اند که از بحران بیشتر از بقیه عرصه ها صدمه دیده اند و منابع تکانه های تمام اقتصادی تعیین کننده اند.
۲
اهمیت سیاسی ـ استراتژیکی
کالاهای تسلیحاتی اما به هیچ دردی جز جنگ افروزی نمی خورند.
تولید دولتی این کالاها تقاضای خصوصی را بدنبال نمی آورد.
از نقطه نظر انباشت سرمایه (یعنی از نقطه نظر استفاده از اضافه ارزش برای تکثیر هرچه بیشتر آن) پروژه های تسلیحاتی به معنی از بین بردن منابع اقتصادی اند و به افزایش دستمزد کارگران شباهت دارند، به تولید کالاهای تجملی شباهت دارند، به بنای اهرام شباهت دارند.
در همه این موارد، پول و مواد و نیروی کار صرف تولید چیزهائی می شوند که به درد تولید ارزش و اضافه ارزش نمی خورند.
در مورد جنگ اما مسئله فرق می کند:
عملیات نظامی برای کارخانجات کاپیتالیستی از نقطه نظرهای زیرین مفید می افتند:
۱
عملیات نظامی سبب می شوند که کارخانجات کاپیتالیستی به مواد خام ارزان دسترسی پیدا کنند.
۲
عملیات نظامی سبب می شوند که کارخانجات کاپیتالیستی بازارهای جدیدی برای فروش کالاهای خود پیدا کنند.
۳
عملیات نظامی سبب می شوند که رقبای کارخانجات کاپیتالیستی از سر راه شان برداشته شوند.
کاپیتالیست ها به دلایل یاد شده، مخارج نظامی را نوعی سرمایه گذاری مفید تلقی می کنند.
ارزان کردن مواد خام و مواد اولیه، پیدا کردن بازارهای جدید برای فروش کالاها و از سر راه برداشتن رقبای مزاحم، ضمن کاهش دستمزدها شاهراه کاپیتالیستی برای غلبه بر بحران محسوب می شود.
پایان
A

0 نظرات: