اين همه خون ِ پخش و پلا چى ميشه
يعنى زمين اونو بالا ميره و مَس مىكنه؟
پس اى والّا به اين ميگسارى
چه ملاحظه كار و چه هموار!
زمين تلوتلوخورون نمىچرخه:
ارابه كوچولوى چاهار فصلشو به قاعده مىرونه
بارون، برف، رگبار، هواى خوش.-
هيچ وخ مس نمىكنه
اگرم بكنه فقط گاهى به گاهى:
يه آتيشفشون مفلوك ِ كوچولو.
زمين مىچرخه
مىچرخه با درختاش و باغاش و عمارتاش
مىچرخه با چالههاى بزرگ خونش و
همهى چيزاى زنده هم باش مىچرخن و خون مىپاشن،
زمين در بندش نيست
زمين مىچرخه و همهى چيزاى زنده بنا مىكنن زوزه كشيدن
اون در بندش نيس
مىچرخه






