بحثی کوتاه پیرامون تعریف طبقه کارگر(۱)ک. ابراهیمبا رشد تکنولوژی و خودکارشدن تدریجی ماشینها ـ به ویژه درنیمه دوم قرن بیستم ـ محافل فکری بورژوازی با کمک گرفتن از مشتی رویزیونیست و استادان دانش گاه نوکرمآب آستان بوس سرمایه، برای ایجاد اغتشاش فکری درمیان نیروهای مدافع طبقه کارگر درنفی تئوری مارکسیسم دست به کارشدند و راجع به ازبین رفتن تدریجی طبقه ی کارگر و جای گزین کارانسان با ماشین قلم فرسائی نمودند.طبقه ی کارگر خطرناک ترین دشمن نظام سرمایه داری و طبعا امپریالیستها است. به همین جهت، تولید کننده گان ارزش اضافی ، می بایستی زیر نقد بی امان، اما میان تهی خادمان انبار فکری امپریالیستها قرارگرفته و نقش سازنده ی آنها در تولید نعمات مادی و معنوی جوامع بشری نفی می شد. درایران نیز مشتی از روشن فکران آستان بوس سرمایه تلاش مذبوحانه ای را در رد تئوری مارکسیسم درمورد نقش طبقه کارگربا تاخیری چند دهه نسبت به خط دهنده گان غربی شان، شروع کرده اند. آن هم درشرایطی که طبقه ی کارگر ایران و پیشروان آن با عزمی راسخ، دیدگاهی علمی و استقامتی پایدار، نظام ناعادلانه ی سرمایه داری ایران را به زیرنقد بی امان خودگرفته و روزانه چه درمیدانهای بی رحم تولیدی و چه درجریان مبارزه ی طبقاتی تلفات سنگینی داده، نقش تاریخ سازشان روزبه روز بیشترگشته و شلاقهای ظلم و ستم و زندان و شکنجه و اعدام را برای روبیدن نهائی این غده سرطانی از ایران و جهان با سری برافراشته تحمل می کنند.






