مارکربا فیلم کوتاه اسکله (۱۹۶۲) به شهرت میرسد که شرح تجربیات علمی برای انجام سفرهای زمان بنیاد به دنیای پسا آخرالزمانی است. ازقضای روزگاراسکله تنها فیلم داستانی مارکر، معروفترین فیلم اوست و تنها اثری است که خود میگوید ازپخش آن متاسف است. این فیلم که در تیتراژ آغازینش «فتو رمانی از کریس مارکر» خوانده شده آمیزهای از تک عکسهای سیاه و سفید، گفتارمتن، موسیقی وجلوههای صوتی است که بس استادانه به هم پیوند یافتهاند. ازبازیگران بسیاری درعنوان بندی آغازین فیلم نام برده میشود اما اینان همگی مدلهایی هستند که فتورمان مارکر را مصور میسازند. فیلم از نظر شکلی مونتاژی زبردستانه و بس احساسی ازمتن و «تصاویر» است برای آفریدن فضایی بس ویژه و عمیقا اصیل که درعین حال شگفتی میآفرینند. مارکربه لطف گفتار متن که دردیگرفیلمهایش نیز بسیاربه کار میبرد، توانهای ادبی خود همچون فیلم سازی مولف را پدیدار میسازد. این سبک کار، آمیزه خارق العادهای ازلحن تلخ و شیرین را به نمایش میگذارد که بیشک برآمده از اندیشه لکساندر مدودکین برادر بزرگش بوده که از او میخواست که «کم و تنها کمی» بنویسد؛ برادری که مارکر در فیلم مقبره الکساندر به او ادای دین میکند. افزون براین، یکی از انگشت شمار کتابهای مارکر رمانی به نام «دل بیغش» است که چون تمایل نداشته خواننده بیابد تا امروزنایاب است. فیلم اسکله الهام بخش فیلم سازان بسیاری شد که از میان آنها میتوان به تری گیلیام و فیلم داستانیاش «ارتش دوازده میمونی» اشاره کرد.






