90 سال است كه از نقطه اوج تاسف بار مبارزات انقلابي پرولتاريايى در سالهاي 1918 و 1919 در آلمان مي گذرد . پس از تسخير قدرت قهرمانانه كارگران روسيه در اكتبر 1917، مركز ميدان جنگ انقلاب جهانى به آلمان تغيير مكان داد. در انجا ، مبارزه قطعى به چرخش درامد و شكست خورد. اين وقايع را سرمايه دارى جهانى علاقمند بوده است در بى خبرى تاريخى مدفون سازد. بطوريکه مبارزات انجا را تكذيب نماييد و وانمود سازد كه فقط هدف انها (صلح) و (دمكراسى)-در شرايط اشتي جوياته اي بوده است و سرمايه داري آلمان هم در حال حاضر همان حكومت است . هدف سرى مقالاتي كه ما منتشر مي سازيم بدين منطور است كه نشان دهيم جنبش انقلابى در آلمان بورزوازي را به مركز كشورهاي اروپاي سرمايه دارى منتقل نموده است جاييكه لبه برتكاه از دست رفتن قدرت حاكميت سرمايه مي باشد . عليرغم شكست انقلاب در آلمان، همانند شكست انقلاب در روسيه، امروز يادآورى اين مسئله يك دلگرمي است كه انقلاب نه فقط ممكن بلكه لازم است و ان واژگون كردن قانون جهاني سرمايه دارى مي باشد. اين سرى مقالات به 5 بخش تقسيم شده است . بخش اول اختصاص دارد به اينكه چطور صف ارايي انقلاب كارگري در مواجهه با جنگ جهاني اول در اساس جنبه بين المللي دارد و در قسمت دوم به مبارزات انقلابى 1918 رسيدگى خواهد كرد. قسمت سه مختص به روزكار تاسف باري است كه به دور رهبري تشكيلات انقلابي در كنگره افتتاحيه حزب كمونيست المان در انتهاى 1918 جمع شده بودند . قسمت چهار شكست 1919 را بررسي خواهد كرد. آخرين بخش به اهميت تاريخى قتل رزا لوگزامبورك و كارل لينكبخت و ميراثي که اين انقلابيون براي امروز ما به جاي گذارده اند مي پردازد .













