نمایش پستها با برچسب رابرت آلبریتون. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب رابرت آلبریتون. نمایش همه پستها
۱۳۹۰ مهر ۴, دوشنبه
نظریه ارزش مارکس و مسئله سوژه
رابرت آلبریتون
فروغ اسدپور
در این مقاله من میخواهم اعلام کنم در زمان حاضر نظریهای شایستهتر و با قابلیت بیشتری از نظریه ارزش مارکس وجود ندارد که بتواند نظریه سوژه را تکامل بخشد. البته من برای یک لحظه هم بر این باور نیستم که بتوان نوعی نظریه “کامل” در پیوند با سوژه از نظریه ارزش استخراج کرد. من اعتقاد دارم که نظریه ارزش در مقایسه با نظریه روانکاوی یا گفتمان تحلیلی میتواند سهمی ادا کند که بسیار هیجان آور است؛ سهمی که به طور نسبی نادیده گرفته شده است. در این زمینه به حدی کار کم صورت گرفته که من فقط قادر ام به طرح یک سری خطوط عمدهی معین در اینجا اکتفا کنم.
من سطوح مختلف تحلیل را به مثابه ابزاری برای میانجیگری بین سطوح بیشتر مجرد و دیالکتیکی و سطوح بیشتر تاریخی و مشخص نظریهپردازی مطلب به کار میبرم. نظریه مربوط به سرمایهداری ناب در واقع انکشاف روابط درونی ضروری بین اشکال اصلی اقتصادی اجتماعی نظیر کالا، پول، بها، دستمزد، سود، اجاره و بهره است.
نظریه سطح میانه یا نظریه دورهبندی سرمایهداری توضیح حالات ویژه سرمایهداری است که ناشی از پیوند این اشکال با شرایط معین اقتصادی، سیاسی، قانونی و ایدئولوژیک است.
و در نهایت تحلیل تاریخی در توضیح زمینههای تاریخی و دارای فعلیت برای تغییر است. در اینجا تمرکز من بر پیآمدهایی است که شکل ارزشی سرمایهداری برای صورتبندی سوژه در سطح سرمایهداری ناب، در مرحله مصرفگرایی آن، (با جنگ جهانی دوم) و در سطح سرمایهداری جهانی تحت هژمونی آمریکا در آغاز قرن بیست و یکم استواراست.
برای محدود کردن و تنظیم یک مطلب سنگین، من با سه موضوع در هر سطح تحلیل برخورد میکنم. ابتدا موضوع پیوند بین ارزش و ارزش مصرفی و بر بی تفاوتی ارزش نسبت به ارزش مصرفی، در بستر یک جامعه ناب سرمایهداری تاکید میکنم.
اشتراک در:
پستها (Atom)







