نمایش پستها با برچسب ه پل متيک --کمونيست شورايی-. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب ه پل متيک --کمونيست شورايی-. نمایش همه پستها
۱۳۹۱ شهریور ۱۶, پنجشنبه
کمونيسم شورايی نِيل فِتِس(1999) Niel Fettes مترجم: محسن صابری
۱۲:۰۵
کمونيسم شورايی نِيل فِتِس(1999) Niel Fettes مترجم: محسن صابری, ه پل متيک --کمونيست شورايی-, Kick It Over
No comments
« مساله اين نيست که در لحظه کنونی اين يا آن کارگر و يا حتی کل پرولتاريا چه هدفی را برای خود مجسم کرده است. مساله اين است که پرولتاريا کيست و چه تکاليفی را تاريخاً مجبور خواهد شد در انطباق با هستی اش به پيش برد»
مارکس: خانواده مقدس
در بيشترين سال های قرن بيستم، نظريه های مربوط به جامعه ی بی طبقه، که بعضی مواقع بعنوان «کمونيسم» شناخنه شد يا با اشکال متفاوت رژيم های دولت های پليسی در کشورهای کم توسعه يافته در بخش هايی از اروپا، آسيا و آفريقا, و يا با عملکرد سازمان های «لنينيست» در غرب تداعی شده بود. تحت ايدئولوژی مجاز دولتی معروف به «مارکسيسم-لنينيسم»، اين دولت های «کمونيست» با درجات متفاوتی از موفقيت، سرمايه داری را در مرزهای خود توسعه دادند. درست با بکار بردن روش هايی که هر لحظه آن به همان اندازه سبعانه بود که در کشورهای آشکارا سرمايه داری. از سوی ديگر احزاب لنينيستی، حال در هيبت استالينيستی، تروتسکيستی يا مائوئيستی، يا همچون سازمان های سوسيال دموکراتيک عمل کردند (برای مثال در ايتاليا و فرانسه) يا همچون سکت های کوچک نامربوطی که اغلب بلند پروازی شان ارتقا به سازمان های سوسيال دموکراتيک بود. نقد مبسوط لنينيسم از منظر يک کمونيسم شورايی, مقاله ی بسيار مفصل تر از اين را می طلبد، ولی توجه به اين نکته می بايد کافی باشد که سير تاريخ بطور کلی به سمتی متفاوت از نظرات طرفداران مدل لنينی به پيش رفت.
برای بيش از نيم قرن، گروه های «ارتدکس» لنينيستی تلاش ورزيدند تا احزاب پيشرويی بنا کنند که طبقه کارگر را به سمت قدرت «رهبری» کنند. در هنگامه اش، اما، وقتی طبقه کارگر به چالش سرمايه داری آغازيد -- بطور کاملاً برجسته ای در مجارستان ١٩٥٦ و پاريس در ١٩٦٨-- اين احزاب قاطعانه رهبريت خودساخته شان را به فراموشی سپردند. در حاليکه، از دهه ی ١٩٢٠، لنينيسم بعنوان کمونيسم ارتدکسی شناخته شد، اما جريان های ديگری هم بودند که با پروژه کمونيستی هويت می يافتند؛ با اين تفاوت که اين جريان ها می خواستند در قلب و مرکز بازسازی انقلابی جامعه قدرتِ آفرينندگیِ مردم کارکن را بنشانند. آنها بجای تکيه بر حزب «انقلابی» تشخيص دادند که اين تکليف خود مردم کارکن است که از طريق سازمان هايی که خودشان می آفرينند، دروازه ای به سوی جامعه ای نو و بهتر بگشايند.
اشتراک در:
پستها (Atom)







