نمایش پستها با برچسب رابرت اسکلوت. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب رابرت اسکلوت. نمایش همه پستها
۱۳۹۰ شهریور ۲۸, دوشنبه
پرتو ستارگان جانباخته
نوشتۀ رابرت اسکلوت
ترجمۀ ناصر رحمانی نژاد
نمایشنامه ها در اجرا
بنظر میرسد بخودی خود کار نیکی است که اذعان داشت، گسترشش داد، این حس آدمی را که تا چه میزان رنجی را که ضعف انسانی در جهان موجب شده با دیگران تقسیم کنیم.
سوزان سونتاگ
کارِ آگاهی دادن و پیشگیری از قتل عام شامل تدابیر متعددی است، از دخالت مسلحانه تا فعالیتهای آکادمیک را دربرمی گیرد. هدف من در اینجا بحث دربارۀ قدرت هنر در پیشبرد میراث لِمکین است. تئاتر بویژه ظرفیتی دارد که در بالا بردن آگاهی از فاجعۀ قتل عام و در برانگیختن واکنش عاطفی ای که میتواند هم تصویرهایی ارایه دهد که همدردی نسبت به مردمی که زندگیشان آسیبپذیر و در خطر است را برانگیزد، و هم به تماشاگران در درک نیروهای فرهنگی و تاریخی ای که شرایط مرگبار قتل عام را فراهم می آورند، کمک می کند. اجرای تئاتری نمایشنامه های این مجموعه کار بشردوستانه ای است که تئاتر میتواند بنحو یگانهای سهم خود را به جهان ادا نماید.
در تلاش برای ایجاد این حس که این نمایشنامه ها دربارۀ چه هستند، چیزی بیش از مقایسۀ آنها با یکدیگر میتوان گفت. اول اینکه این نمایشنامه ها دربارۀ عاملان قتل عام و همچنین قربانیان آن است. اهمیت بزرگ، تدبیر همۀ این نمایشنامه نویسان در «همزاد ساختن» شخصیت هایشان با محول کردن چند نقش به بازیگران است. این امر، همدردی ما نسبت به شخصیتهای معینی را پیچیده میکند (اما از بین نمی برد). همانطور که من قبلاً اشاره کردم، در سکوت خدا یک بازیگر نقشهای پل پوت/هنگ چهی را بازی می کند، تکنیکی که فیلو از طریق آن تأکید دارد که نیکی و شّر در هر یک از ما یافت می شود. در نمایشنامۀ اِهن، خواهران روحانی و نقشهای مبدل پناهندگان، و در نمایشنامۀ فِلد یک بازیگر نقش پدر دراژن، یک افسر سِرب، و وکیل مدافع سِربی را، بازی می کند.
اشتراک در:
پستها (Atom)







