نمایش پستها با برچسب محمود طیاری. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب محمود طیاری. نمایش همه پستها
۱۳۹۰ شهریور ۱۵, سهشنبه
تا زیر میز فرمانده
عصر است بتدریج شب میشود:
بساط، گوشهٔ چپ جلو صحنه است.
سه پنجره ارتباط ما را با فضای آشنای روستای بیرون حفظ میکند.
درویش نزدیک در نشسته و رحیم پشت بساطش است:
رحیم: (درحین کار) دیگه سراغت نیومدن؟
درویش: یه چائی بده ما... نه.
رحیم: پس سروصداش خوابید؟ همیشه همین جوره. اولشت تاتاراف توتوروف و بگیر و ببند، بعدش همچی که آبا از آسیاب افتاد، پرونده مالید. انگار نه مقبرهئی نه عَلَمی. از هضم رابع گذشت و دو تا و نصفی لیوان آبم روش.
اشتراک در:
پستها (Atom)







