در دههی اخیر در بارهی وجود یا عدم وجود تفاوت میان مارکس جوان و مارکس پیر بسیار نوشته شده، اما بررسی تکامل افکار مارکس در آخرین دههی زندگی او و سکوت ظاهرا طولانیاش مورد غفلت قرار گرفته است. امروزه پس از کشف 30 هزار صفحه یادداشت و تفسیرهای طولانی این جای تاسف است، چون دلایل محکمی وجود دارد که در دورهی پس از انتشار جلد اول سرمایه در 1867، مارکس کمتر به صورتبندی خود وفادار مانده و در برابر شرایط جدید و در پرتو مطالعات بعدی نظر خود را تغییر داده است، از این رو دلایل کافی در دست است تا سخن فرانتس مهرینگ در باب"مرگ آرام مارکس" را ناموجه بدانیم.






