نوشته باب آواكيانبرگرفته از نوشته منتشر نشده به نام «عبور از روي دو مانع بزرگ: نظراتي در مورد فتح جهان».ديكتاتوري پرولتاريا براي چه خوب است و براي چه خوب نيست؟ اينروزها حملات زيادي به ديكتاتوري پرولتاري مي شود. گفته مي شود براي فلان خوب نيست و براي بهمان خوب نيست و اصلا بدرد نمي خورد؛ تكرار مي شود كه براي مردم خوب نيست، براي بشريت خوب نيست، و در تضاد با طبيعت بشري است و غيره. پس مهم است كه ببينيم ديكتاتوري پرولتاريا براي چي خوب است و براي چي خوب نيست.براي اين خوب است كه نيازهاي توده ها را برآورد كند و به عاليترين منافع آنان خدمت نمايد؛ اين اساسا به معناي آنست كه گذار به كمونيسم را، به مثابه بخشي از انقلاب پرولتري جهاني و بهمراه آن، پيش ببرد. براي اين خوب است كه پايه استثمار و ستم را ريشه كن كند و تقسيمات طبقاتي و تمايزات طبقاتي را از بين ببرد؛ براي اين خوب است كه ديگر مناسبات ستمگرانه درون جامعه (مانند ستم بر زنان، همچنين ستم ملي و ديگر اشكال نابرابري و تخاصمات اجتماعي) را از ميان بردارد. ديكتاتوري پرولتاريا براي اينكار خوب است. براي اين خوب است كه بتوانيم بطور ريشه اي پايه هاي مادي و روبناي جامعه را دگرگون كنيم و افكار مردم را تغيير دهيم. براي انجام همه اينكارها ديكتاتوري پرولتاريا خوبست.اما براي چه كاري خوب نيست؟ براي تقويت يك نظام استثمارگرانه و ستمگرانه خوب نيست. براي تقويت تمايزات طبقاتي در جامعه خوب نيست. براي آفريدن شرايطي كه در آن عده اي قليل به بهاي رنج اكثريت توده هاي مردم نيك بخت شوند و نه تنها ثروت و ابزار توليد ثروت را بلكه روبناي جامعه منجمله حيات روشنفكري، ايدئولوژي و فرهنگ جامعه را به انحصار و كنترل خود در آورند، خوب نيست. بهمين دليل است كه بورژوازي از آن خوشش نمي آيد و در واقع از آن متنفر است. بورژوازي از آن متنفر است زيرا ديكتاتوري پرولتاريا براي اين چيزها كاملا بي فايده است و در واقع براي ريشه كن كردن اين چيزهاست.






